بهتر بود رای نمی دادم !
در این مملکت که تا دیروز گلوی مردمانش در دست مافیای سکتور خصوصی بود اینک خود را آماده می کنند تا همچون سربازان مسخ شده ای سرنوشت خویش را به دست قانون گذارانی بدهند که از آدرس زر و زور , قانون گذاری را به چنگ آورده اند . تخصص , نوع دوستی و وطن پرستی اشعاری گشته اند در دیوان خاک خرده یتیمان و بی بضاعتانی که تا دیروز پدرانشان دستی بی آلایش در سرنوشت این وطن داشتند .
بزرگ مردی از دیار جهاد روغن سه لیتره برای زنانی توزیع می نمود که چادرانشان هفت تکه بود و زورمند ادرسکنی صندوق ها را به خانه برد و در تبانی با دیگر رقیبش آرا را دو نیم کردند و به صندوق ریختند . ایشانی که در آخرین لحظات حذف شده بود ماشه تفنگ را بر مردم خیره گردانید و طالبی که اجیر رقیب شده بود بر تپه ای بلند ایستاد و هر چند دقیقه فیر پیکایش لرزه را بر آرای پاک انداخت که جائی در صندوق ها نیابند . برق بر شهریان جیره بندی شد تا ستون تیرهای برق مسیرهای پرجمعیت را طی کند و ترانس ها بر فراز خانه ارباب نصب شد تا قلعه اش برق سه فاز داشته باشد . گندم ها راهی جز شکم گرسنگان یافت و .....
و این یک دانه رای من در جائی که دیگران با فردیت خویش حق هزاران رای را دارند آیا تغییری در سرنوشت برندگان دارد ؟

تحولات پای به ثانیه ها گذاشته اند و اتفاقات در هر نقطه از جهان به طور شگفت آوری بر هر فرد ما تاثیر گذار است , پس باید مطلع بود ...